خنده به سبک جبهه ッ شماره (4)

وقتی دید همه اتوبوس ها سرو ته کردند و دارند به سرعت منطقه رو ترک می کنند .

دور زد و پشت سر آنها قرار گرفت، آتش هر لحظه سنگین تر می شد .

دژ بانی وقتی به اولین راننده رسید در حالی که جلوی او را گرفته بود

و طناب را در دست داشت گفت :« اخوی کجا ؟ »

http://data4u.persiangig.com/sheklak/sheklak/sheklak%20(199).gif

 

گفت :« شهید دارم» راه رو باز کرد و رو به دومی گفت : «شما کجا برادر ؟ »

او هم بلافاصله گفت « مجروح دارم » راه رو باز کرد.

و رو به سومی که فوق العاده دست پاچه بود کرد و گفت : « شما دیگر کجا ؟ »

او که دیگر نمی دانست چه می گوید و فقط برای اینکه چیزی گفته باشد ،

با عجله گفت : « مفقود الاثر دارم » !

http://data4u.persiangig.com/sheklak/sheklak/sheklak%20(199).gif

دژبان غش کرد از خنده و طناب را انداخت روی زمین و گفت « بیا برو بابا . بیا برو »

 

http://data4u.persiangig.com/sheklak/liner/liner132.gif

/ 0 نظر / 3 بازدید