شیعه

ミ ❤ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم❤ ミ

خدایا، می دانم که یک شاخه ی کوچک بلوت تو را از من بهتر می شناسد و دریایی که درآن دوردست

موج می زند، ازمن به تو نزدیکتر است.

خدایا، به خورشید چه گفته ای که یک لحظه هم سرد نمی شودوتن به تاریکی نمی دهد؟به ماه

چه گفته ای که جز روشنایی حرفی برای گفتن ندارد؟به ریحانهاومریمها چه داده ای که از ازل تا

ابد بوی تورامی دهند؟

خدایا،قبل ازاینکه به دنیا بیایم ، عاشقت بوده ام و پیش ازدیدن بارانها وخیابانها صدای تورا دیده ام وعشق را با تو آغاز کرده ام.

خدایا ، می دانم تو همه جا با من خواهی بود ، چه در خاطرات کهنه وزنگ زده ام و چه در زرورقی که به سوی فردا وپس فردا می رود.

خدایا، تمام درهارابه سویم باز کن، دیوار های لجباز را از سر راهم بردار و پنجره ای کوچک به قلبم عطا فرما. اجازه بده در قلمرو مهربانی تو زندگی کنم و برای شقایقها سرود بخوانم.

خدایا،ای لطیف تر از رودهای سپید ، ای که نامت کلید باغستان های رحمت است،اگر دستان نازک را نگیری وبه رویم لبخند نزنی ،در جاده های خاکستری غفلت گم می شوم.

خدایا،هر روز وهمه جاعاشقت خواهم بود.درسایه بالهای یک پروانه ، در هیاهوی رعد ها ، زیر یک

درخت انجیروروی خوشه ها ی شیرین انگور.                       

خدایا،من یک روز در ایستگاه عشق،ابرها وماه رادر

 کوله پشتی ام می گذارم و سوار اولین قطار

می شوم تا به دیدار توبیایم. من مشتاقانه روبروی

آینه می ایستم وگیسوانم را برای رسیدن آن روز

شانه می کنم .

صاحب اثر : محمدرضا مهدیزاده


نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٠ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط لیلا آزادمنش| نظرات ()
طبقه بندی:  

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin